الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
388
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
نهادند و از اينجا نزد عبيد الله بردند . و صاحب جواهر - رحمه اللّه - گفت : شايد همين موضع سر مبارك آن حضرت را دفن كردند . و مؤلف از كلام وى تعجّب نمود . ( 1 ) اما مشهد رأس الحسين در عسقلان در مشكاة الادب ناصرى گويد : بدان كه در حلب جايى است مشهور موسوم به مشهد السقط در جبل جوشن كه كوهى است مشرف بر حلب و در جانب غرب آن مقبرهها و مشهدهاست از آن شيعه از جمله قبر ابن شهر آشوب صاحب كتاب مناقب و ديگر قبر احمد بن منير عاملى است كه ترجمهء وى را در امل الامل و مؤلف در فوائد الرضويه آورده است . مترجم گويد : ابن شهر آشوب از بزرگان علما و مفاخر شيعه است و كتاب مناقب او بىنظير است و هر كس در آن به دقت نگرد داند كه وى بايد صدها برابر بحار خوانده باشد تا آن اندازه مناقب برگزيده و گرد آورده باشد . و تأليف چنان كتاب جز به تأييد خداوندى براى بشر عاجز ميسّر نيست . اما وضع اين گونه كتب با وضع كتاب تاريخ مخالفت دارد ، مثلا مسلّمات دشمن را و لو ضعيف در مقام احتجاج بر او ذكر بايد كرد بر خلاف تواريخ و سير كه نظر به واقعه است نه بر حجّت تمام كردن لذا منقولات آن كتاب را نبايد در سياق تواريخ آورد . ( 2 ) ياقوت حموى در معجم البلدان گويد : جوشن كوهى است در مغرب حلب و مس سرخ را از آنجا بيرون آرند و به بلاد حمل كنند . و گويند : از آن هنگام كه خاندان حسين بن على عليهما السّلام از آنجا بگذشتند عمل معدن بر افتاد ؛ چون زوجهء حسين عليه السّلام حامل بود و در آنجا جنين بيفكند و از آن صنعتگران معدن كه آنجا بودند آب و نان خواست اجابت نكردند دشنام دادند و بر آنها نفرين كرد از آن هنگام باز هر كس در معدن كار كند سود نبرد . و در جنوب آن كوه جايى است كه مشهد السّقط گويند و مسجد الدكّه هم گويند و آن سقط را محسن بن حسين عليه السّلام ناميدند . مؤلف گويد : و سزاوار است در اينجا بگويم : فانظر الى حظّ هذا الاسم كيف لقى * من الاواخر ما لاقى من الاوّل يعنى بخت اين اسم را بنگر كه چگونه رسيد او را از متأخّران مانند آنچه رسيد از سابقين . مترجم گويد : آن عبارت را معجم البلدان در ذيل جوشن آورده است و در ذيل حلب گويد : نزديك باب الجنان مشهد على بن ابى طالب عليه السّلام است كه او را در خواب بدانجا ديدند و داخل باب العراق مسجد غوث است در آن سنگى است كتابتى بر آن نگاشته آن را خطّ على بن